برای دیدن خلاصه شمیم عشق به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
-=-=-=-=-=-=-=-=-
ژانر : عاشقانه کارگردان: Atil Inaç, Ulas Inan Inaç بازیگران : Murat Ünalmis, Birce Akalay and Selen Soyder سال تولید : ۲۰۱۰ محصول : ترکیه زمان : میانگین هر قسمت ۴۵ دقیقه کانال پخش کننده : Gem TV خلاصه داستان :دو خواهر هاوا (حوا) و توپراک عاشق مردی ثروتمند بنام یوسف می شوند که بسیار خوش گذران بوده و از رابطه با یک دختر قبل از ازدواج بچه دار می شوند . مادر بچه شب دنیا آمدنش می میرد و یوسف که فرزندش را به خانه آورده باعث دردسر او می شود .
-=-=-=-=-=-=-=-=-
مادر یوسف در شهر به دنبال مادری می گردد تا بتواند نوه اش را شیر دهد و توپراک که تازه دخترش را از دست داده این مسئولیت را قبول می کند . توپراک از همسرش اجازه گرفته و به خانه یوسف می رود و آنجا عاشق او می شود و اما خواهرش هاوا را نیز با خود می برد .هاوا نامزد بوده اما به ثروت بزرگ یوسف چشم می دوزد و از او خوشش می آید و ….
در فصل دوم سریال شمیم عشق ، توپراک از سریال شمیم عشق جدا می شود و برای ایفای نقش در سریال عمر گل لاله این سریال را ترک می کند.
در قسمت های آخر سریال شمیم عشق یوسف می میرد و تغییرات بزرگی در سریال ایجاد می شود.
همچنین پس از مرگ یوسف حوا نیز می میرد.
یوسف میمیره بعد از اونم حوا میمره بچه حوا و یوسف هم میمیره اما همه فکر میکنن که بچه زنده است چون دوست حوا جای بچه خودش و با بچه حوا عوض میکنه که بعد اون نقش اصلی رو اون دختر و بازیگر نقش حسین کلان از بوسه تا عشق بازی میکنه
سلام دوستان عزیز
حوا بر اثر تصادف میمیره
من فیلم ارجینالشو دارم وفیلم سلطان سلیمان در اخر گردن ابراهیم ومی زنه وپسر خودشو یعنی مصطفی نیز بدست سلیمان کشته میشه
بچه ها آخر سریال شمیم عشق :یوسف با باده ازدواج میکنه و حوا با حسرت به عروسی آن ها نگاه میکنه اما حوا هم از لج یوسف با یک مرده دیگه ازدواج میکنه و یوسف با خنده به عروسی آنها نگاه میکنه وباده عروسی آن هارو به آتیش میکشه
اخر فیلم یشیم خود کشی می کنه و زمرد مادر یشیم برای انتقام مرگ دخترش از چنار و تو\راک برای چنار \ا\وش درست می کنه و … بالا خره چنار و تو\راک با هم دوباره ازدواج می کنند
یوسف با یه دختره دیگه به اسم باده ازدواج میکنه حوا هم میره با نابرادری یوسف ازدواج میکنه که با هم از یوسف اتقام بگیره روز عروسی حوا یوسف میره به حوا بگه که بیا با هم از اینحا بریم. باده هم بدون اینکه متوجه بشه یوسف داخل الار عروسیه تمام تالار رو اتیش میزنه و یوسف تو اون اتش سوزی کشته میشه و باده هم به کمک محمت اتش سوزی رو میندازن گردن حوا. حوا میوفته زندون و اونجا بچه خودشو و یوسفو بدنیا میاره بعد بر اثر خونریزی زیاد میمیره و بچه هم بغلش خفه میشه و …هم سلولی حوا پسر خودشو جای پسر حوا میذاره تا تو خونواده بزرگ تربیت بشه و بزرگ بشه
الان دعوا سر بچست
خاله حوا میگه من بزرگش میکنم چون یادگار حواست
هامیت میگه من بزرگش میکنم چون یادگار یوسفه
دوستان عزیز من نمیدونم شمیم عشق چی میشه اما تا جایی در مورد عمرگل لاله اطلاعات دارم .
الان بهتون توضیح میدم
. بچه یشیم هم بیماری سرطان داره. چنار می خواد توپراک رو طلاق بده و از اینجا بخونید بقیه داستان رو.
توپراک به یشیم اصرار می کنه که حقیقت رو به چنار بگه ولی یشیم می گه اگر بگم دیگه چنار به صورتم هم نگاه نمی کنه. انگار توپراک هم از چنار یه بچه به دنیا اورده ولی این رو از چنار قایم کرده و جالا می خواد همه چیز رو به چنار بگه و یشیم التماس می کنه که به چنار چیزی نگه.
زمرد و نجیب هم مثل اینکه طلاق گرفته اند و افبال می خواهد زمرد را از خونه بیرون کنه ولی نجیب نمی گذارد.توپراک به صورت مصلحتی با مردی به نام احمد ازدواج کرده و الکی می گوید ان بچه احمد است. مثل اینکه یشیم از بچه توپراک مغز استخوان می خواهد تا بچه اش را نجات دهد. سرانجام توپرا ک قبول می کند که به بچه مغز استخوان بدهد به شرط اینکه این مثل یک راز باقی بماند . از طرفی او که دیگر نمی خواهد پیش چنار برگردد بلکه می خواهد فقط اسم بد خود را تمیز کند و دروغ های یشیم را برملا کند. دکتر به توپراک می گوید اسم اهدا کننده ثبت می شود و او نمی تواند چیزی را پنهان کند. از طرفی یشیم کلی پول از بانک میگیره تا به توپرا ک بده و اون عصبانی می شه. از طرفی چنار می فهمه یشیم اون همه پول گرفته و عصبانی می شه از راننده میپرسه یشیم کجا رفته که اونو می بره دم خونه توپراک. وقتی داره با توپراک صحبت می کند احمد می اید و می گوید او همسر من است. اما چنار باور نمی کند و به نظرش از طلاق انها کمتر از ۳۰۰ روز گذشته است پس دادگاه در باره بچه ای که توپراک حامله است دستور تحقیق می دهد. از طرفی مثل اینکه ریحان با اون وکیله که وکیل توپراک بود و اسمش اوکان بود رابطه دارد .
احمد به چنار میگه که با توپراک ازدواج کرده ولی چنار میگه باورم نمی شه توپراک می گه واقعیت داره و احمد می گه که دیگه ما رو تنها بزار. توپراک یه مقدار ناراحت شد که احمد به چنار گفت که ازدواج کردن دوست داشت خودش این موضوع رو به چنار بگه. احمد هم میگه من معذرت می خواهم من نباید بین شما قرار میگرفتم. که توپراک می گه اشکالی نداره بهر حال باید می فهمید.
چنار می ره تو خونه و یشیم رو به زور پرت می کنه تو اتاق و میگه تو همش داری بهم دروغ می گی امروز چرا رفته بودی پیش توپراک؟ یشیم می گه من امروز رفتم چون توپراک روز عروسی امون امده بود اونجا و مادرم به زور بیرونش کرد اومده بود عروسی مونو خراب کنه. چنار گفت من می دونستم و قبل از اینکه با تو عروسی کنم اونو دیدم و بهش گفتم اگه راضی نیست فقط کافی است بگه که اون به من تبریک گفت. از طرفی اون دوباره ازدواج کرده. یشیم می گه چی نمی دونستم. چنار میگه اون همه پول رو چی کار کردی میگه مادرم قمار کرده بود و بدهی بالا اورده بود . چنار می گه نمی دونستم مادرت قمار می کنه ( البته داره دروغ می گه)
نرمین که خواهر احمد باهاش صحبت می کنه و میگه باید برای جایی که می خواهید بچه رو به دنیا بیاورید تصمیم بگیرید و ایا می خوای شناسنامه بچه چنار رو به نام خودت بگیری. که احمد میگه وقتی من با توپراک ازدواج کردم پس این بچه من می شه ولی نرمین می گه اگه چنار بفهمه این بچه رو ازتون می گیره.
توپراک مکالمه اش رو با زمرد قبل از دادگاه بیاد می اورد که زمرد میگه بهتره پاتو از زندگی چنار بیرون بکشی یشیم وقتی صحبت چنار بشه دیونه می شه و هر کاری از دستش بر بیاد می کنه دیدی چه بلایی روز عروسی ات سرت اورد. اون حاضر نیست حتی برای بچه اش از چنار بگذره و بهتره که تو به نوه ام کمک کنی.
توپراک تصمیم می گیره مغز استخوان بچه اش رو اهدا کنه اما به زمرد میگه به یشیم بگو در این مورد چیزی به چنار نگه چنار هرگز نباید بدونه این بچه مال اونه.
چنار توپراک رو با شکم بالا اومده می بینه و می فهمه حامله است می ره خونه و سر یشیم داد میزنه که چرا بهم نگفتی که اون بارداره که یشیم میگه من می خواستم بگم اما توپراک نگذاشت که زمرد خودشو می اندازه جلو و میگه توپراک نمی خواست بهت بگه چون این بچه تو نیست. چنار میگه دروغ می گین و می ره خونه توپراک احمد رو کنار می زنه و به توپراک می گه بگو که این بچه منه بعد رو به احمد می کنه و می گه تو چطور با یک زن حامله که بچه من تو شکمش بوده ازدواج کردی؟ توپراک خودشو می اندازه وسط و می گه این بچه تو نیست بچه احمد است.
چنار می گه تو دروغ می گی و اون بچه منه اما توپراک قبول نمی کنه از طرفی زمرد و یشیم نگران هستند که مبادا توپراک چیزی به چنار گفته باشه. چنار میگه اون زمانی که فهمیدی باردار بودی تو در زندان بودی پس بچه رو سقط نکردی. اما توپراک می گه این درست نیست. چنار برای اینکه متوجه همه چیز بشه فرداش به زندان میره با وکیلش تا با دکتر زندان صحبت کنه. دکتر میگه توپراک می خواست بچه رو سقط کنه که من بهش گفتم اجازه پدر بچه مهمه و من این کار را نکردم چنار میگه پس شما سقط نکردید دکتر میگه یک چیزی یادم می اید که توپراک تو زندان با یک زنی دعوا کرده بود و زخمی شده بود شاید اون موقع بچه اش را سقط کرده باشد و ان موقع به نظرم این دعوا عمدی امد تا او بتواند بچه را سقط کند. چنار بعد از اجازه از دادگاه با ان زنی که توپراک باهاش دعوا کرده بود صحبت می کند ولی ان زن هم چیزی به او نمی گوید.
سیتکی شوهر سابق توپراک که در قسمت های قبل نقشه کشیده بود با ان جریان تصادف که توپراک را به خانه اش بکشد و وانمود کند که با او رابطه دارد که بعد ها این قضیه به زندان رفتن توپراک منتهی شد از کار خود پشیمان شده و به یشیم میگوید ما هر دو اشتباه کردیم که یشیم می گوید تو توپراک را می خواستی و من چنار را و اگر تو بهش نرسیدی تقصیر من نیست. چنار از دکتری در میامی امریکا وقت گرفته تا چنار کوچولو را پیش او ببرند و یشیم خوشحال می شود و به مادرش میگوید که قرار است با چنار به امریکا بروند و مادرش هم خوشحال می شود و می گوید حقا که دختر خودم هستی. از طرفی سیتکی وجدان درد گرفته و می خواهد برود و همه چیز را به چنار بگوید و بگوید که توپراک گناهی نداشته است.
چنار عصبانی می اید خونه و به یشیم می گه چرا اینقدر به من دروغ گفتی یشیم میگه چی داری می گی . چنار می گه سیتکی شوهر قبلی توپراک همه چیز رو به من گفت. یشیم می گه اون مرد یه احمقه و حرفش رو باور نکن. چنار می گه تو بازی کثیفی راه انداختی و اون مرد همه چیز رو گردن تو انداخنته.
چنار یاد حرف های سیتکی می افته که میگه من همه این کارها رو برای پول نکردم من به توپراک که یک زن حامله بود حمله کردم و برای همین توپراک می خواست منو بکشه ولی من هرگز با اون رابطه نداشتم. یشیم هم اعتراف می کنه می گه من دیوانه وار عاشق تو هستم و برای به دست اوردن تو به هر کاری دست می زنم. که چنار می گه خفه شو.
چنار تو همیشه منو نادیده گرفتی من اول از همه بهت علاقه مند شدم حتی قبل از لاله من اول تو رو دیدم من اول عاشقت شدم و از همه مهمتر وقتی همه تنهات گذاشتن من کنارت بودم. چنار میگه تو مریضی.چنار بیا بریم امریکا و یه زندگی خوب داشته باشیم ولی چنار میگه دیگه حالم ازت بهم می خوره زود باش از خونه من برو بیرون دیگه نمی خوام ببینمت. یشیم التماس می کنه ولی فایده ای نداره.
در ضمن مردی به نام علی عاشق زمرد شده و به زمرد میگه که من خیلی منتظرم که حلقه رو در دستان تو ببینم و زمرد ازش وقت می خواد تا فکر کنه.
چنار داد و بیداد راه انداخته و می زنه همه چیزو می شکنه زمرد میگه چی شده و چنار میگه خودتو به اون راه نزن تو می دونستی که همه این کارها کار یشیم است و زمرد میگه نه نمی دونستم. چنار همه چیز رو به خونواده اش میگه و میگه ما به توپراک بد کردیم. زمرد با دکتر یشیم حرف می زنه و میگه که یشیم به یک روانشناس احتیاج داره. از طرفی یشیم به نجیب زنگ می زنه و می گه اگه چنار رو برنگردونی من بهش می گم که لاله رو تو دزدیده بودی سیتکی می ره اداره پلیس و خودشو معرفی می کنه پلیس می اید در خونه توپراک و بهش میگه باید برای شهادت به اداره پلیس بیای. شرمین مستخدم لاله با سیتکی دوست است و در اداره پلیس به توپراک میگوید که سیتکی بهش خیلی کمک کرده و از طرفی سیتکی اعتراف کرده که به توپراک حمله کرده.
نجیب وقتی تهدید یشیم را می شنود سکته می کند و چنار زنگ می زند و یشیم را تهدید می کند که دیگه حتی نمیگذارد بچه ها را ببیند. زمرد می رود بیمارستان و نجیب را ملاقات می کند . و میگه من فهمیدم هنوز عاشق تو هستم و نمی خوام با علی ازدواج کنم. یشیم با اسلحه توپراک را تهدید می کند که به چنار نزدیک نشود. توپراک میره پیش چنار و میگه یشیم دیونه شده و من می ترسم چنار و توپراک می رن اتاق بچه ها و یشیم رو اونجا می بینن و یشیم میگه بچه ها اماده شین که باید بریم
وقتی چنار و توپراک به اتاق بچه ها می رسن می بینن که یشیم بچه ها رو با خودش برده چنار مثل دیونه ها شده از طرفی زمرد کرم رو فرستاده دنبال یشیم اما نتونسته پیداش کنه و کرم هم خیلی نگرانه و میگه که یشیم تعادل روانی نداره. چنار می ره پیش پلیس اما پلیس میگه یشیم همسر قانونی شماست و مادر بچه ها محسوب می شه و شما نمی تونید اقدام قانونی کنید شاید بچه ها رو برده باشه بیرون اما چنار میگه اون ممکنه به بچه ها اسیب بزنه اما پلیس قبول نمی کنه. چنار به توپراک میگه من باید به حرف تو گوش می کردم و بزرگترین اشتباهم این بود که تو رو از دست دادم هزار بار پشیمونم می دونم تو ازدواج کردی و حامله ای و تقاص من اینه که یک عمر بدون تو زندگی کنم. یشیم به مادرش زنگ می زنه و هر چی زمرد ازش می پرسه بچه ها کجا هستند چیزی نمی گه و می گه باید دل چنار برای ما تنگ بشه. زمرد گوشی رو می ده به چنار و چنار میگه بچه ها کجان اما یشیم چیزی نمی گه و گوشی رو قطع می کنه.
زمرد دوباره به یشیم زنگ میزنه و روی پیغام گیر می زاره یشیم راجع چناره گوشی رو بردار. یشیم گوشی رو برمی داره و مادرش می گه چنار دیونه شده و داره همه جا رو دنبال بچه هاش می گرده. یشیم می گه دلش برای من هم تنگ شده که زمرد میگه دیونه نباش اون نگران بچه هاس و تو براش اهمیت نداری یشیم میگه تو دروغ میگی اون کمی عصبانی است اما نمی تونه منو دوست نداشته باشه زمرد میگه حق با تو ا اونم تو رو دوست داره حالا بگو با بچه ها کجایی که یشیم گوشی رو قطع می کنه.
حال پسر یشیم بد می شه و یشیم اونو می بره بیمارستان و به مادرش و چنار زنگ می زنه اونا هم می رن بیمارستان چنار که یشیم رو می بینه یشیم می گه بچه تب داشت اوردمش و حال لاله هم خوبه چنار می خواد یشیم رو از اتاق بندازه بیرون یشیم می گه اون بچه منه و من عاشق تو هستم چنار میگه من از تو متنفر هستم و تنها زنی که من عاشقشم توپراکه که تو اونو از من گرفتی.
توپراک زنگ می زنه به چنار و چنار میگه یشیم رو پید ا کردم و بچه ها رو و الان بیمارستانم چون حال بچه بده و تو اولین کسی بودی که می خوام بهت خبر بدم که بچه ها پیدا شدن.
یشیم می ره سراغ توپراک و با اسلحه تهدیدش می کنه که خانم خوشگله من می خوام برم و تو هم باید با من بیای و گرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم.
توپراک به یشیم میگه اسلحه رو بزار کنار و بیا با هم حرف بزنیم یشیم میگه خفه شو راه بیفت باید بریم. زمرد به کرم میگه پلیس می تونه از روی تلفن همراه جای یشیم رو پیدا کنه چنار هم موضوع رو به پلیس می گه.
تو ماشین یشیم به توپراک می گه تو چنار رو از من گرفتی که توپراک میگه من این کار رو نمی کنم و دیگه سر راهت نیستم و اگر باور نمی کنی میتونی به چنار زنگ بزنی و بپرسی. یشیم می گه که اون هم راه بیفته دنبالت و پیدات کنه و بهت بگه هنوز عاشقته نه.
اون کاراگاه شخصی که استخدام کرده بودن به چنار زنگ می زنه و می گه ما داریم تلفن رو ردیابی می کنیم و هر جا ایستاند به شما خبر می دیم . چنار و کرم سریع دارن می رن به اون منطقه که زمرد میگه منم می ایم که چنار نمی گذارد.
یشیم اونو می بره جایی که توپراک و چنار با هم ازدواج کرده بودم یشیم میگه اون روز رو یادت می اید که اینجا با چنار ازدواج کردی یادته چقدر التماست کردم من اول دیدمش و من اول عاشقش شدم اما تو اونو از من گرفتی . در این لحظه پلیس میرسه و میگه اسلحه ات را بنداز. توپراک میگه به پسرت فکر کن اگر من بمیرم بچه ام هم می میرد و در نتیجه پسر تو هم زنده نمی ماند. زمرد هم خود را به انجا می رساند و داد می زند دخترم این کار را نکن. چنار هم همش فریاد می زند و توپراک را صدا می کند یشیم میگوید ببین الان هم فقط به تو فکر می کند و به سمت زمرد رکه همش دارد بهش التماس می کند شلیک می کند. پلیس وارد عمل می شود و یشیم فرار میکند. چنار خود را بالای سر توپراک می رساند و امبولانس می اید و زمرد را می برد و چنار بیش توپراک می رود و چنار همچنان عاشقانه به او نگاه می کند. و میگوید بیا سوار ماشینم شو تا تو را هم به بیمارستان بروم و توپراک قبول می کند. در راه توپراک به چنار میگوید که نمی دانم چرا یشیم اینجوری شده و خیلی دلم به حالش می سوزد. چنار می گوید من نباید تو را رها می کردم و با یشیم می رفتم. در این هنگام احمد شوهر توپراک زنگ می زند و می گوید کجایی حسابی نگرانت شدیم.
در بیمارستان احمد چنار رو می بیند و عصبی می شود و به توپراک میگه بچه خوبه که او تایید می کنه میگه پس بیا بریم خونه که توپراک می گه من نمی تونم بیام زمرد زیر عمل است و تا از زیر عمل نیاد بیرون من جایی نمی رم . احمد میگه چرا انقدر نگرانشی که توپراک میگه اگر زمرد جلوی گلوله رو نمی گرفت من الان نمی دونم کجا بودم . احمد میگه گلوله………
بعد از عمل وقتی توپراک می ره از زمرد تشکر کنه زمرد میگه من این کار رو به خاطر تو نکردم بلکه به خاطر نوه و دخترم این کار را کردم اگر تو تو زندگی ما نبودی هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. از اینجا برو.
کرم یشیم رو می بینه اون رفته بیمارستان تا مادرش رو ببینه کرم میگه دیونه چی کار کردی تو به هیچ کس بجز چنار اهمیت نمی دی اگر اتفاقی برای مادر افتاده بود چی می شد. کاش به جای لاله تو مرده بودی الان زنگ میزنم به پلیس تا بیان و دستگیرت کنن که یشیم فرار میکنه.
تو این قسمت پلیس فکر میکنه که یشیم خودش رو تو اب انداخته به خاطر همین مایکل فلپس شناگر معروف امریکایی می پره تو اب تا یشیم رو نجات بده( اخه مایکل فلپس کجا سریال های ترکی کجا)
چنار و کرم نگران اونجا ایستادن و کرم خودشو مقصر می دونه و می گه اگه من بهش نمی گفتم کاش تو جای لاله مرده بودی این اتفاق نمی افتاد . چنار میگه این اخر خط یشیم بود و او به خاطر حرف تو این کار رو نکرد پس نگران نباش. کرم میگه چه جوری به مادرم بگم که چنار میگه باهم این کار رو می کنیم. چنار به پدرش میگه که یشیم خودکشی کرده و نمیخواد این فکر رو به خودش راه بده که مبادا اون مرده باشه. توپراک می گه چه طوری این اتفاق افتاد که چنار میگه من اونجا بودم می خواستم باهاش حرف بزنم اما اون خودشو پرت کرد و من می خواستم بگیرمش اما نتونستم نگه اش دارم انشاالله که زنده بماند. پلیس به چنار زنگ میزنه و اون مکالمه اش را با توپراک قطع می کنه اونا یشیم رو پیدا کردن
چنار بالای سر یشیم است میگه یشیم ارزو میکردم تو هیچ وقت عاشق من نمی شدی ارزو می کردم که تو همون دختر بی پروا و شجاع باقی می موندی که دل به هیچ کسی نمی بست. من تو زندگی ام دختری به شجاعت تو ندیدم. بلند شو عزیزم تو منو بعد از مرگ لاله نجات دادی یشیم من تحمل این درد رو ندارم من نمی تونم تا اخر عمرم با این گناه زندگی کنم بلند شو یشیم . دکتر نجاتش بدین یشیم بهت قول می دم از پسرمون خوب مواظبت کنم یشیمممم خدانگهدار. زمرد در حالی که داره گریه می کنه میگه چنار تو قاتل دختر منی تو باعث همه این اتفاقات شدی( بیچاره زمرد چنار هر دو تا دخترشو ازش گرفت)
چنار به توپراک زنگ میزنه و بهش می گه یشیم مرد. زمرد در حال تهیه مراسم خاکسپاری است و توپراک می گه همش تقصیر من بود اما چنار می گه احمق نشو تقصیر هیچ کس نیست( یشیم بدبخت رو زیر خاک کرد و بعد راحت با توپراک خوش می گذرونه اعصابمو خرد کرده این چنار)
توپراک برای عرض تسلیت می ره پیش زمرد و زمرد قاطی می کنه میگه تو قاتل دختر من هستی حالا اومدی اینجا تسلیت بگی چنار می گه این قضیه تقصیر هیچ کسی نیست اما توپراک پا می شه و میره. از طرفی حال بچه یشیم بد میشه و به چنار زنگ میزن که بیاد بیمارستان. دکتر در بیمارستان می گه که یک اهدا کننده مناسب برای بچه پیدا شده و همه خوشحال می شن. از طرفی چنار توپراک رو تو بیمارستان می بینه و میگه پس اهدا کننده بچه تو بوده و توپراک می گه این سلول ها مناسب پسرت هستند چون این بچه ماست چنار
(همه چی ارومه من چقدر خوشحالم فقط می خواستن یشیم بدبخت رو زیر خاک کنن تا به خوشحالی خودشون برسن این چناره که عین خیالشم نیست)
بچه خلاصه های این سریال از همین جا تموم می شه این سریال تا همین جا در ترکیه پخش شده و هر هفته شنبه ها ساعت ۱۰/۳۰ یا ۱۱ ازشبکه فاکس ترکیه پخش می شه پس باید هر هفته صبر کنید تا این سریال پخش شه و نویسنده این سریال خلاصه ها رو تو فیس بوک بگذارد تا من برایتان ترجمه کنم پس از این به بعد هر یکشنبه یا دوشنبه منتظر قسمت های جدید این سریال باشید تا ببینیم این سریال دیگه تا کجا می خواد ادامه پیدا کند.
همان طور که در خلاصه قبلی گفتم توپراک بچه اش را زودتر متولد می کند تا بتواند مغز استخوانش را به چنار کوچولو پیوند بزنند. بچه توپراک پسر است و نامش را کان گذاشته اند. چنار می فهمد که کان بچه اوست و به بیمارستان می رود ولی توپراک می گوید این پسر توست و هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی اما راه من و تو از هم جداست. ریحان و اوکان ان وکیل یشیم هم می خواهند با هم ازدواج کنند که نجیب مخالف است و می گوید شما هنوز از هم شناخت ندارید اما اوکان اصرار دارد که هر چه زودتر با ریحان ازدواج کند. چنار یک روز سرزده می ره خونه توپراک و احمد عصبانی می شه و می گه تو باید همیشه قبل از امدن به اینجا با من هماهنگ کنی و با هم دعوا می کنند که توپراک می پره وسط و قائله را ختم می کند. از طرفی اوکان که یک وکیل است به چنار می گوید چون توپراک باردار بوده ازدواجش با احمد صحیح نیست و در واقع انها با هم ازدواج نکرده اند چون این غیر قانونی است . چنار خوشحال می شود و به دیدن توپراک می رود توپراک به او می گوید که شاید ما با هم ازدواج نکرده باشیم اما من می خواهم پسرم را با احمد بزرگ کنم . از طرفی زمرد سر خاک یشیم قسم می خورد که نگذارد توپراک و چنار به هم برسند. و این اغاز برنامه جدید زمرد است و ورود دختری به نام ازرا در سریال. این دختر با زمرد قرار داد می بندد که چنار را از توپراک دور کند. و در اخر این قسمت زمرد و نجیب دوباره با هم عروسی می کنند
سلام دوستان اینکه یوسف با باده ازدواج کرده پس چه جور میشه که حوا از یوسف باردار میشه انها که با هم ازدواج نکردند و حوا برای چی میره زندان و ایا ان بچه ی که مال یوسف و حوا هست همان حسین کنان است بلاخره ما که از اخر این سریال چیزی بدست نیوردی اگه کسی اخر این سریال میدون برای من ایمیل کنه مرسی.
و ادامه داستان که هانیه گفتن:
آزرا وارد داستان میشه.تو شرکت کار میکنه.توپراک با بچه ها با چنار و باقی خانواده همه با هم زندگی میکنن.زمرد به کمک آزرا همش داره نقشه میچینه تا آزرا به چنار نزدیک بشه.و بین توپراک و چنار شکر اب بشه.همش یه کارایی میکنن تا توپراک شک کنه به چنار و باهاش دعوا کنه و فکر کنه چنار عاشق آزرا شده و…!
از اونطرف پدر واقعی یشیم و کرم برگشته.میخواد نجیب رو بکشه.با زمرد دیدار میکنه.بهش میگه انتقام یشیم رو میخوام بگیرم.مریضه و روز مرگش تو بیمارستان نجیب به کرم میگه این پدر تو بوده.نجیب همراهی میکنه با زمرد تو این قضیه که پدر بچه هاش برگشته و../اون مرد میمره و زمرد بهش قول میده خودش انتقام بگیره از ایلگاس ها.
همینطور این کارها رو ادامه میدن و نقشه میکشن تا جایی که کاری میکنن تا بقیه فکر کنن توپراک دیونه شده..در واقع توپراک میفهمه نقشه کشیدنهای زمرد رو.خونه پدر یشیم و کرم رو پیدا میکنه ولی زمرد همه چیز رو نابود میکنه تا توپراک نتونه ثابت کنه.توپراک رو هیچ کس باور نمیکنه.توپراک تو بیمارستان بستری میشه .دوباره حامله است و چنار داره باور میکنه زنش روانی شده.در حالی که دروغ های آزرا و نقشه های زمرد داره اینطور وانمود میکنه.
آزرا پسری داره که در واقع این پسر مال همون احمده.ولی احمد نمیدونه.و آزرا همه اینکارها رو به خاطر پسرش داره انجام میده.از اونورم کرم عاشق آزرا شده و زمرد میگه نه!
نقشه های زمرد جواب میده.شرکت و خونه و..رو از چنگ خانواده ایلگاس در میاره و همش میگه انتقام دخترامو گرفتم ازتون.
اونها رو از خونه بیرون میکنه.توی دادگاه هم شرمین رو میخره تا نتونه بگه به زمرد کمک کرده تا توپراک رو دیونه جلوه بدن.آزرا رو هم با دزدیدن پسرش مجبور میکنه نیاد دادگاه.و اینجوری میتونه سرپرستی دو تا بچه اول چنار رو ازش بگیره.چنار داره دیونه میشه.آزرا پشیمونه از کاراش.کرم به خاطر این کارها از آزرا ناراحته.
آزرا پسرش رو اورده پیش خودش و به احمد میگه این بچه من و توئه.
زمرد همش بیمارستان میره.حالش بد میشه.هر چی التماس به کرم و نجیب میکنه برگردن پیشش اونا اینکارو نمیکنن.
چنار دنبال برگردوندن بچه هاشه.توپراک حامله است.
این تا امروز که ۲۰ اردیبهشته.هنوزم سریال ادامه داره.
و ادامه داستان که هانیه گفتن:
آزرا وارد داستان میشه.تو شرکت کار میکنه.توپراک با بچه ها با چنار و باقی خانواده همه با هم زندگی میکنن.زمرد به کمک آزرا همش داره نقشه میچینه تا آزرا به چنار نزدیک بشه.و بین توپراک و چنار شکر اب بشه.همش یه کارایی میکنن تا توپراک شک کنه به چنار و باهاش دعوا کنه و فکر کنه چنار عاشق آزرا شده و…!
از اونطرف پدر واقعی یشیم و کرم برگشته.میخواد نجیب رو بکشه.با زمرد دیدار میکنه.بهش میگه انتقام یشیم رو میخوام بگیرم.مریضه و روز مرگش تو بیمارستان نجیب به کرم میگه این پدر تو بوده.نجیب همراهی میکنه با زمرد تو این قضیه که پدر بچه هاش برگشته و../اون مرد میمره و زمرد بهش قول میده خودش انتقام بگیره از ایلگاس ها.
همینطور این کارها رو ادامه میدن و نقشه میکشن تا جایی که کاری میکنن تا بقیه فکر کنن توپراک دیونه شده..در واقع توپراک میفهمه نقشه کشیدنهای زمرد رو.خونه پدر یشیم و کرم رو پیدا میکنه ولی زمرد همه چیز رو نابود میکنه تا توپراک نتونه ثابت کنه.توپراک رو هیچ کس باور نمیکنه.توپراک تو بیمارستان بستری میشه .دوباره حامله است و چنار داره باور میکنه زنش روانی شده.در حالی که دروغ های آزرا و نقشه های زمرد داره اینطور وانمود میکنه.
آزرا پسری داره که در واقع این پسر مال همون احمده.ولی احمد نمیدونه.و آزرا همه اینکارها رو به خاطر پسرش داره انجام میده.از اونورم کرم عاشق آزرا شده و زمرد میگه نه!
نقشه های زمرد جواب میده.شرکت و خونه و..رو از چنگ خانواده ایلگاس در میاره و همش میگه انتقام دخترامو گرفتم ازتون.
اونها رو از خونه بیرون میکنه.توی دادگاه هم شرمین رو میخره تا نتونه بگه به زمرد کمک کرده تا توپراک رو دیونه جلوه بدن.آزرا رو هم با دزدیدن پسرش مجبور میکنه نیاد دادگاه.و اینجوری میتونه سرپرستی دو تا بچه اول چنار رو ازش بگیره.چنار داره دیونه میشه.آزرا پشیمونه از کاراش.کرم به خاطر این کارها از آزرا ناراحته.
آزرا پسرش رو اورده پیش خودش و به احمد میگه این بچه من و توئه.
زمرد همش بیمارستان میره.حالش بد میشه.هر چی التماس به کرم و نجیب میکنه برگردن پیشش اونا اینکارو نمیکنن.
چنار دنبال برگردوندن بچه هاشه.توپراک حامله است.
این تا امروز که ۲۰ اردیبهشته.هنوزم سریال ادامه داره.
امیدواریم بتوانیم انتظارات شما عزیزان را در این سایت برآورده سازیم
با تشکر مدیریت سایت تفریح پاتوق
سایت تفریج بلاگ یک سایت تفریحی ، سرگرمی بوده که با هدف ... در سال 91 راه اندازی شد . این سایت در حال پیشرفت می باشد و انتقادات و پیشنهادات شما را پذیرا است .
Fatal error: Cannot redeclare botdetect() (previously declared in /home3/tafrihbl/public_html/satellite.php:39) in /home3/tafrihbl/public_html/satellite.php on line 135
tashakor
Salm man katti hastm.
سلام من دوست دارم در سایت شما باشم. ممنون از همکار ى شما
درود بر شما
میتونیم تبلیغ سایت شمارو به ایمیل فعال ۸۰۰ هزار نفر ارسال کنیم.لطفاً از سایت ما دیدن کنید.ممنون
دوست عزیز من میخوام لینک زیر مطلب تبادل کنیم و یا خریداری کنیم ، امکانش هست به من ایمیل بزنید
لطفا اگه میشه دقیق بگین قسمت اخرش چی میشه
لطفا بگید قسمت آخرش چی میشه
سلام خلاصه نوشته شده در مطلب
lotfan be sorate kamel begid ke ghesmate akhare shamim eshgh chi mishe?
در فصل دوم سریال شمیم عشق ، توپراک از سریال شمیم عشق جدا می شود و برای ایفای نقش در سریال عمر گل لاله این سریال را ترک می کند.
در قسمت های آخر سریال شمیم عشق یوسف می میرد و تغییرات بزرگی در سریال ایجاد می شود.
همچنین پس از مرگ یوسف حوا نیز می میرد.
در اخرین قسمت شمیم عشق چه میشود
آخرین قسمت را برای من به ایمیل من ارسال کنید
azaton mikham ke ghesmate payani ra baraye man mail konidddd motshakeram
من دنبال لالایی توپراک،واسه نازلی میخوند هستم ممنون میشم اگر به ایمیلم ارسال کنید
salam mamnon misham begid akhre seryale shamime eshgh chi mishe aval yousef mimire ya hava
akhresh chi mishe
پس از مرگ یوسف حوا نیز می میرد.
باسلام خواهش میکنم قسمت آخر یا کلیپ آخر سریال شمیم عشق را برام بفرستید اگه بفرستید ممنون میشم . با تشکر
سلام خواهش میکنم قسمت آخر یا کلیپ آخر سریال شمیم عشق و عمر گل لاله را برام بفرستید اگه بفرستید ممنون میشم . مرسی
سلام من هر کاری میکنم نمیتونم این سریال هارو دانلود کنم میشه قسمت ۳۰ شمیم عشق و قسمت نود و پنج عمر گل لاله رو برام بفرستین
سلام لطفا آخرین قسمت این فیلیم رو برای دانلود بزارین ممنونم از سایتتون
سلام میشه سریال آخر شمیم عشق رو برام تعریف کنین؟
با سلام اگه به نظرات پایین نگاه کنید پیدا میکنید!
salam mishe khahesh konam k ghesmate 33 shamime eshgho vasam mail koniddd???
salam bacheha midonin chera gem tv ghat shode???
salam donya akharesh kheyli cherte migan yosof be dalayli az in film mire va akhre film ro ba marg yosof va hava tamom mikonan
سلام خسته نباشید با داشتن اینترنت برسرعت وهزینه زیاد نمیتونم قسمت اخر سریال شمیم عشق وعمر گل لاله رو دانلود کنم خاهشا اگه میتونید برام ایمیلش کنید ممنون میشم عزیزان
دوست عزیز اگه میتونی برام ایمیلش کن مرسی
mamnoon misham age bara manam befrestid
با سلام لطفا قسمت اخر عمر گل لاله و حریم سلطان رو برام ایمیل کنید
سلام میشه سه قسمت اخر فیلم شمیم عشق و عمر گل لاله را برام بفرستید ممنونتون میشم
یوسف میمیره بعد از اونم حوا میمره بچه حوا و یوسف هم میمیره اما همه فکر میکنن که بچه زنده است چون دوست حوا جای بچه خودش و با بچه حوا عوض میکنه که بعد اون نقش اصلی رو اون دختر و بازیگر نقش حسین کلان از بوسه تا عشق بازی میکنه
خواهشا بگید اخرش چی میشه نگین که یشیم با چنار ازدواج میکنه که میمیرم!!!!
شبکه gem tv ماکرمانیا قطع شده لطفا اقدام کنید!!
سلام میشه قسمت آخر عمر گل لاله را برام ایمیل کنید ممنون
mishe yeki be man bage hava va yosef vase chi mimiran plz
عمر گل لاله که هنوز داره از شبکه fox ترکیه پخش میشه و هنوز تموم نشده؟؟؟؟
Mahia joon khodet fahmidi chi gofti?han
سلام مر۳۰ عالی بود
من تونستم همین اندازه توضیحبدم چون فیلم کلا عوض میشه همینقدر بقم که یوسف و حوا و بچهشون میمیرن عمر گل لاله هم هنوز تو ترکیه تموم نشده
lotfan ghesmatay payane serialo baram emil konid.merce
مهیا جون شما حرف نزنى بهتره متشکرم
خلاصه کامل بذارید پرا یوسف بیمارستان بستری شده و هوا چه طوری خودکشی میکنه
من موندم چرا یوسف به تپراگ نمیگه من عاشق هوا هستم لجم میگیره:(
من خلاصه کامل میخوام این خیلی مسخرست که انسان نتونه حرفشو بزنه لطفا دانلود قسمت آخر رو ایمیل کنبد
سلام دوستان عزیز
حوا بر اثر تصادف میمیره
من فیلم ارجینالشو دارم وفیلم سلطان سلیمان در اخر گردن ابراهیم ومی زنه وپسر خودشو یعنی مصطفی نیز بدست سلیمان کشته میشه
hanoooooooz to tork tamum nashode k ina bkhan ghsmate akharsho bgan!!!!!
باسلام چطور میشود که یوسف وحوا میمیرند
چرا
اگر این طوری خورم سلطان چطور میشه اگر میشه توزع بدید ممنون میشم
من عاشق حوام حاظرم براش جونم و بدم……………………
درسا جون من اگه مرد بودم به دنبال عشقم میرفتم وبا هاش ازدواج میکرم عشق من حواست خیلی دوسش دارم و اگر بریم ترکیه اولین جا میرم پیش حوا
بچه ها آخر سریال شمیم عشق :یوسف با باده ازدواج میکنه و حوا با حسرت به عروسی آن ها نگاه میکنه اما حوا هم از لج یوسف با یک مرده دیگه ازدواج میکنه و یوسف با خنده به عروسی آنها نگاه میکنه وباده عروسی آن هارو به آتیش میکشه
به نظرم خیلی مسخره هست باید همه چی دقیق توضیح داده بشه
نمی یاره اخه چرااااااااااااااااا
اخر فیلم یشیم خود کشی می کنه و زمرد مادر یشیم برای انتقام مرگ دخترش از چنار و تو\راک برای چنار \ا\وش درست می کنه و … بالا خره چنار و تو\راک با هم دوباره ازدواج می کنند
یوسف با یه دختره دیگه به اسم باده ازدواج میکنه حوا هم میره با نابرادری یوسف ازدواج میکنه که با هم از یوسف اتقام بگیره روز عروسی حوا یوسف میره به حوا بگه که بیا با هم از اینحا بریم. باده هم بدون اینکه متوجه بشه یوسف داخل الار عروسیه تمام تالار رو اتیش میزنه و یوسف تو اون اتش سوزی کشته میشه و باده هم به کمک محمت اتش سوزی رو میندازن گردن حوا. حوا میوفته زندون و اونجا بچه خودشو و یوسفو بدنیا میاره بعد بر اثر خونریزی زیاد میمیره و بچه هم بغلش خفه میشه و …هم سلولی حوا پسر خودشو جای پسر حوا میذاره تا تو خونواده بزرگ تربیت بشه و بزرگ بشه
الان دعوا سر بچست
خاله حوا میگه من بزرگش میکنم چون یادگار حواست
هامیت میگه من بزرگش میکنم چون یادگار یوسفه
در صورتی که بچه اصلا یه بچه دیگست
برای چه مادریوسف ازحوابدش می اید
سلام برای چه همسرتبراک وجونیت بایوسف بدهستند
نوقی
دلیل اینکه یوصف هوا رو شب عروسی باتفنگ میزنه چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام میشه بگیداخرین قسمت عمر گل لاله چی میشه؟؟؟؟
اما در سریال عمر گل لاله که ادامه شمیم عشقه می بینیم که حوا نمرده و زنده ست حالا چطوری من نمی دونم و داستان پیچیده ست.
دوستان عزیز من نمیدونم شمیم عشق چی میشه اما تا جایی در مورد عمرگل لاله اطلاعات دارم .
الان بهتون توضیح میدم
. بچه یشیم هم بیماری سرطان داره. چنار می خواد توپراک رو طلاق بده و از اینجا بخونید بقیه داستان رو.
توپراک به یشیم اصرار می کنه که حقیقت رو به چنار بگه ولی یشیم می گه اگر بگم دیگه چنار به صورتم هم نگاه نمی کنه. انگار توپراک هم از چنار یه بچه به دنیا اورده ولی این رو از چنار قایم کرده و جالا می خواد همه چیز رو به چنار بگه و یشیم التماس می کنه که به چنار چیزی نگه.
زمرد و نجیب هم مثل اینکه طلاق گرفته اند و افبال می خواهد زمرد را از خونه بیرون کنه ولی نجیب نمی گذارد.توپراک به صورت مصلحتی با مردی به نام احمد ازدواج کرده و الکی می گوید ان بچه احمد است. مثل اینکه یشیم از بچه توپراک مغز استخوان می خواهد تا بچه اش را نجات دهد. سرانجام توپرا ک قبول می کند که به بچه مغز استخوان بدهد به شرط اینکه این مثل یک راز باقی بماند . از طرفی او که دیگر نمی خواهد پیش چنار برگردد بلکه می خواهد فقط اسم بد خود را تمیز کند و دروغ های یشیم را برملا کند. دکتر به توپراک می گوید اسم اهدا کننده ثبت می شود و او نمی تواند چیزی را پنهان کند. از طرفی یشیم کلی پول از بانک میگیره تا به توپرا ک بده و اون عصبانی می شه. از طرفی چنار می فهمه یشیم اون همه پول گرفته و عصبانی می شه از راننده میپرسه یشیم کجا رفته که اونو می بره دم خونه توپراک. وقتی داره با توپراک صحبت می کند احمد می اید و می گوید او همسر من است. اما چنار باور نمی کند و به نظرش از طلاق انها کمتر از ۳۰۰ روز گذشته است پس دادگاه در باره بچه ای که توپراک حامله است دستور تحقیق می دهد. از طرفی مثل اینکه ریحان با اون وکیله که وکیل توپراک بود و اسمش اوکان بود رابطه دارد .
احمد به چنار میگه که با توپراک ازدواج کرده ولی چنار میگه باورم نمی شه توپراک می گه واقعیت داره و احمد می گه که دیگه ما رو تنها بزار. توپراک یه مقدار ناراحت شد که احمد به چنار گفت که ازدواج کردن دوست داشت خودش این موضوع رو به چنار بگه. احمد هم میگه من معذرت می خواهم من نباید بین شما قرار میگرفتم. که توپراک می گه اشکالی نداره بهر حال باید می فهمید.
چنار می ره تو خونه و یشیم رو به زور پرت می کنه تو اتاق و میگه تو همش داری بهم دروغ می گی امروز چرا رفته بودی پیش توپراک؟ یشیم می گه من امروز رفتم چون توپراک روز عروسی امون امده بود اونجا و مادرم به زور بیرونش کرد اومده بود عروسی مونو خراب کنه. چنار گفت من می دونستم و قبل از اینکه با تو عروسی کنم اونو دیدم و بهش گفتم اگه راضی نیست فقط کافی است بگه که اون به من تبریک گفت. از طرفی اون دوباره ازدواج کرده. یشیم می گه چی نمی دونستم. چنار میگه اون همه پول رو چی کار کردی میگه مادرم قمار کرده بود و بدهی بالا اورده بود . چنار می گه نمی دونستم مادرت قمار می کنه ( البته داره دروغ می گه)
نرمین که خواهر احمد باهاش صحبت می کنه و میگه باید برای جایی که می خواهید بچه رو به دنیا بیاورید تصمیم بگیرید و ایا می خوای شناسنامه بچه چنار رو به نام خودت بگیری. که احمد میگه وقتی من با توپراک ازدواج کردم پس این بچه من می شه ولی نرمین می گه اگه چنار بفهمه این بچه رو ازتون می گیره.
توپراک مکالمه اش رو با زمرد قبل از دادگاه بیاد می اورد که زمرد میگه بهتره پاتو از زندگی چنار بیرون بکشی یشیم وقتی صحبت چنار بشه دیونه می شه و هر کاری از دستش بر بیاد می کنه دیدی چه بلایی روز عروسی ات سرت اورد. اون حاضر نیست حتی برای بچه اش از چنار بگذره و بهتره که تو به نوه ام کمک کنی.
توپراک تصمیم می گیره مغز استخوان بچه اش رو اهدا کنه اما به زمرد میگه به یشیم بگو در این مورد چیزی به چنار نگه چنار هرگز نباید بدونه این بچه مال اونه.
چنار توپراک رو با شکم بالا اومده می بینه و می فهمه حامله است می ره خونه و سر یشیم داد میزنه که چرا بهم نگفتی که اون بارداره که یشیم میگه من می خواستم بگم اما توپراک نگذاشت که زمرد خودشو می اندازه جلو و میگه توپراک نمی خواست بهت بگه چون این بچه تو نیست. چنار میگه دروغ می گین و می ره خونه توپراک احمد رو کنار می زنه و به توپراک می گه بگو که این بچه منه بعد رو به احمد می کنه و می گه تو چطور با یک زن حامله که بچه من تو شکمش بوده ازدواج کردی؟ توپراک خودشو می اندازه وسط و می گه این بچه تو نیست بچه احمد است.
چنار می گه تو دروغ می گی و اون بچه منه اما توپراک قبول نمی کنه از طرفی زمرد و یشیم نگران هستند که مبادا توپراک چیزی به چنار گفته باشه. چنار میگه اون زمانی که فهمیدی باردار بودی تو در زندان بودی پس بچه رو سقط نکردی. اما توپراک می گه این درست نیست. چنار برای اینکه متوجه همه چیز بشه فرداش به زندان میره با وکیلش تا با دکتر زندان صحبت کنه. دکتر میگه توپراک می خواست بچه رو سقط کنه که من بهش گفتم اجازه پدر بچه مهمه و من این کار را نکردم چنار میگه پس شما سقط نکردید دکتر میگه یک چیزی یادم می اید که توپراک تو زندان با یک زنی دعوا کرده بود و زخمی شده بود شاید اون موقع بچه اش را سقط کرده باشد و ان موقع به نظرم این دعوا عمدی امد تا او بتواند بچه را سقط کند. چنار بعد از اجازه از دادگاه با ان زنی که توپراک باهاش دعوا کرده بود صحبت می کند ولی ان زن هم چیزی به او نمی گوید.
سیتکی شوهر سابق توپراک که در قسمت های قبل نقشه کشیده بود با ان جریان تصادف که توپراک را به خانه اش بکشد و وانمود کند که با او رابطه دارد که بعد ها این قضیه به زندان رفتن توپراک منتهی شد از کار خود پشیمان شده و به یشیم میگوید ما هر دو اشتباه کردیم که یشیم می گوید تو توپراک را می خواستی و من چنار را و اگر تو بهش نرسیدی تقصیر من نیست. چنار از دکتری در میامی امریکا وقت گرفته تا چنار کوچولو را پیش او ببرند و یشیم خوشحال می شود و به مادرش میگوید که قرار است با چنار به امریکا بروند و مادرش هم خوشحال می شود و می گوید حقا که دختر خودم هستی. از طرفی سیتکی وجدان درد گرفته و می خواهد برود و همه چیز را به چنار بگوید و بگوید که توپراک گناهی نداشته است.
چنار عصبانی می اید خونه و به یشیم می گه چرا اینقدر به من دروغ گفتی یشیم میگه چی داری می گی . چنار می گه سیتکی شوهر قبلی توپراک همه چیز رو به من گفت. یشیم می گه اون مرد یه احمقه و حرفش رو باور نکن. چنار می گه تو بازی کثیفی راه انداختی و اون مرد همه چیز رو گردن تو انداخنته.
چنار یاد حرف های سیتکی می افته که میگه من همه این کارها رو برای پول نکردم من به توپراک که یک زن حامله بود حمله کردم و برای همین توپراک می خواست منو بکشه ولی من هرگز با اون رابطه نداشتم. یشیم هم اعتراف می کنه می گه من دیوانه وار عاشق تو هستم و برای به دست اوردن تو به هر کاری دست می زنم. که چنار می گه خفه شو.
چنار تو همیشه منو نادیده گرفتی من اول از همه بهت علاقه مند شدم حتی قبل از لاله من اول تو رو دیدم من اول عاشقت شدم و از همه مهمتر وقتی همه تنهات گذاشتن من کنارت بودم. چنار میگه تو مریضی.چنار بیا بریم امریکا و یه زندگی خوب داشته باشیم ولی چنار میگه دیگه حالم ازت بهم می خوره زود باش از خونه من برو بیرون دیگه نمی خوام ببینمت. یشیم التماس می کنه ولی فایده ای نداره.
در ضمن مردی به نام علی عاشق زمرد شده و به زمرد میگه که من خیلی منتظرم که حلقه رو در دستان تو ببینم و زمرد ازش وقت می خواد تا فکر کنه.
چنار داد و بیداد راه انداخته و می زنه همه چیزو می شکنه زمرد میگه چی شده و چنار میگه خودتو به اون راه نزن تو می دونستی که همه این کارها کار یشیم است و زمرد میگه نه نمی دونستم. چنار همه چیز رو به خونواده اش میگه و میگه ما به توپراک بد کردیم. زمرد با دکتر یشیم حرف می زنه و میگه که یشیم به یک روانشناس احتیاج داره. از طرفی یشیم به نجیب زنگ می زنه و می گه اگه چنار رو برنگردونی من بهش می گم که لاله رو تو دزدیده بودی سیتکی می ره اداره پلیس و خودشو معرفی می کنه پلیس می اید در خونه توپراک و بهش میگه باید برای شهادت به اداره پلیس بیای. شرمین مستخدم لاله با سیتکی دوست است و در اداره پلیس به توپراک میگوید که سیتکی بهش خیلی کمک کرده و از طرفی سیتکی اعتراف کرده که به توپراک حمله کرده.
نجیب وقتی تهدید یشیم را می شنود سکته می کند و چنار زنگ می زند و یشیم را تهدید می کند که دیگه حتی نمیگذارد بچه ها را ببیند. زمرد می رود بیمارستان و نجیب را ملاقات می کند . و میگه من فهمیدم هنوز عاشق تو هستم و نمی خوام با علی ازدواج کنم. یشیم با اسلحه توپراک را تهدید می کند که به چنار نزدیک نشود. توپراک میره پیش چنار و میگه یشیم دیونه شده و من می ترسم چنار و توپراک می رن اتاق بچه ها و یشیم رو اونجا می بینن و یشیم میگه بچه ها اماده شین که باید بریم
وقتی چنار و توپراک به اتاق بچه ها می رسن می بینن که یشیم بچه ها رو با خودش برده چنار مثل دیونه ها شده از طرفی زمرد کرم رو فرستاده دنبال یشیم اما نتونسته پیداش کنه و کرم هم خیلی نگرانه و میگه که یشیم تعادل روانی نداره. چنار می ره پیش پلیس اما پلیس میگه یشیم همسر قانونی شماست و مادر بچه ها محسوب می شه و شما نمی تونید اقدام قانونی کنید شاید بچه ها رو برده باشه بیرون اما چنار میگه اون ممکنه به بچه ها اسیب بزنه اما پلیس قبول نمی کنه. چنار به توپراک میگه من باید به حرف تو گوش می کردم و بزرگترین اشتباهم این بود که تو رو از دست دادم هزار بار پشیمونم می دونم تو ازدواج کردی و حامله ای و تقاص من اینه که یک عمر بدون تو زندگی کنم. یشیم به مادرش زنگ می زنه و هر چی زمرد ازش می پرسه بچه ها کجا هستند چیزی نمی گه و می گه باید دل چنار برای ما تنگ بشه. زمرد گوشی رو می ده به چنار و چنار میگه بچه ها کجان اما یشیم چیزی نمی گه و گوشی رو قطع می کنه.
زمرد دوباره به یشیم زنگ میزنه و روی پیغام گیر می زاره یشیم راجع چناره گوشی رو بردار. یشیم گوشی رو برمی داره و مادرش می گه چنار دیونه شده و داره همه جا رو دنبال بچه هاش می گرده. یشیم می گه دلش برای من هم تنگ شده که زمرد میگه دیونه نباش اون نگران بچه هاس و تو براش اهمیت نداری یشیم میگه تو دروغ میگی اون کمی عصبانی است اما نمی تونه منو دوست نداشته باشه زمرد میگه حق با تو ا اونم تو رو دوست داره حالا بگو با بچه ها کجایی که یشیم گوشی رو قطع می کنه.
حال پسر یشیم بد می شه و یشیم اونو می بره بیمارستان و به مادرش و چنار زنگ می زنه اونا هم می رن بیمارستان چنار که یشیم رو می بینه یشیم می گه بچه تب داشت اوردمش و حال لاله هم خوبه چنار می خواد یشیم رو از اتاق بندازه بیرون یشیم می گه اون بچه منه و من عاشق تو هستم چنار میگه من از تو متنفر هستم و تنها زنی که من عاشقشم توپراکه که تو اونو از من گرفتی.
توپراک زنگ می زنه به چنار و چنار میگه یشیم رو پید ا کردم و بچه ها رو و الان بیمارستانم چون حال بچه بده و تو اولین کسی بودی که می خوام بهت خبر بدم که بچه ها پیدا شدن.
یشیم می ره سراغ توپراک و با اسلحه تهدیدش می کنه که خانم خوشگله من می خوام برم و تو هم باید با من بیای و گرنه یه گلوله تو سرت خالی می کنم.
توپراک به یشیم میگه اسلحه رو بزار کنار و بیا با هم حرف بزنیم یشیم میگه خفه شو راه بیفت باید بریم. زمرد به کرم میگه پلیس می تونه از روی تلفن همراه جای یشیم رو پیدا کنه چنار هم موضوع رو به پلیس می گه.
تو ماشین یشیم به توپراک می گه تو چنار رو از من گرفتی که توپراک میگه من این کار رو نمی کنم و دیگه سر راهت نیستم و اگر باور نمی کنی میتونی به چنار زنگ بزنی و بپرسی. یشیم می گه که اون هم راه بیفته دنبالت و پیدات کنه و بهت بگه هنوز عاشقته نه.
اون کاراگاه شخصی که استخدام کرده بودن به چنار زنگ می زنه و می گه ما داریم تلفن رو ردیابی می کنیم و هر جا ایستاند به شما خبر می دیم . چنار و کرم سریع دارن می رن به اون منطقه که زمرد میگه منم می ایم که چنار نمی گذارد.
یشیم اونو می بره جایی که توپراک و چنار با هم ازدواج کرده بودم یشیم میگه اون روز رو یادت می اید که اینجا با چنار ازدواج کردی یادته چقدر التماست کردم من اول دیدمش و من اول عاشقش شدم اما تو اونو از من گرفتی . در این لحظه پلیس میرسه و میگه اسلحه ات را بنداز. توپراک میگه به پسرت فکر کن اگر من بمیرم بچه ام هم می میرد و در نتیجه پسر تو هم زنده نمی ماند. زمرد هم خود را به انجا می رساند و داد می زند دخترم این کار را نکن. چنار هم همش فریاد می زند و توپراک را صدا می کند یشیم میگوید ببین الان هم فقط به تو فکر می کند و به سمت زمرد رکه همش دارد بهش التماس می کند شلیک می کند. پلیس وارد عمل می شود و یشیم فرار میکند. چنار خود را بالای سر توپراک می رساند و امبولانس می اید و زمرد را می برد و چنار بیش توپراک می رود و چنار همچنان عاشقانه به او نگاه می کند. و میگوید بیا سوار ماشینم شو تا تو را هم به بیمارستان بروم و توپراک قبول می کند. در راه توپراک به چنار میگوید که نمی دانم چرا یشیم اینجوری شده و خیلی دلم به حالش می سوزد. چنار می گوید من نباید تو را رها می کردم و با یشیم می رفتم. در این هنگام احمد شوهر توپراک زنگ می زند و می گوید کجایی حسابی نگرانت شدیم.
در بیمارستان احمد چنار رو می بیند و عصبی می شود و به توپراک میگه بچه خوبه که او تایید می کنه میگه پس بیا بریم خونه که توپراک می گه من نمی تونم بیام زمرد زیر عمل است و تا از زیر عمل نیاد بیرون من جایی نمی رم . احمد میگه چرا انقدر نگرانشی که توپراک میگه اگر زمرد جلوی گلوله رو نمی گرفت من الان نمی دونم کجا بودم . احمد میگه گلوله………
بعد از عمل وقتی توپراک می ره از زمرد تشکر کنه زمرد میگه من این کار رو به خاطر تو نکردم بلکه به خاطر نوه و دخترم این کار را کردم اگر تو تو زندگی ما نبودی هرگز این اتفاق ها نمی افتاد. از اینجا برو.
کرم یشیم رو می بینه اون رفته بیمارستان تا مادرش رو ببینه کرم میگه دیونه چی کار کردی تو به هیچ کس بجز چنار اهمیت نمی دی اگر اتفاقی برای مادر افتاده بود چی می شد. کاش به جای لاله تو مرده بودی الان زنگ میزنم به پلیس تا بیان و دستگیرت کنن که یشیم فرار میکنه.
تو این قسمت پلیس فکر میکنه که یشیم خودش رو تو اب انداخته به خاطر همین مایکل فلپس شناگر معروف امریکایی می پره تو اب تا یشیم رو نجات بده( اخه مایکل فلپس کجا سریال های ترکی کجا)
چنار و کرم نگران اونجا ایستادن و کرم خودشو مقصر می دونه و می گه اگه من بهش نمی گفتم کاش تو جای لاله مرده بودی این اتفاق نمی افتاد . چنار میگه این اخر خط یشیم بود و او به خاطر حرف تو این کار رو نکرد پس نگران نباش. کرم میگه چه جوری به مادرم بگم که چنار میگه باهم این کار رو می کنیم. چنار به پدرش میگه که یشیم خودکشی کرده و نمیخواد این فکر رو به خودش راه بده که مبادا اون مرده باشه. توپراک می گه چه طوری این اتفاق افتاد که چنار میگه من اونجا بودم می خواستم باهاش حرف بزنم اما اون خودشو پرت کرد و من می خواستم بگیرمش اما نتونستم نگه اش دارم انشاالله که زنده بماند. پلیس به چنار زنگ میزنه و اون مکالمه اش را با توپراک قطع می کنه اونا یشیم رو پیدا کردن
چنار بالای سر یشیم است میگه یشیم ارزو میکردم تو هیچ وقت عاشق من نمی شدی ارزو می کردم که تو همون دختر بی پروا و شجاع باقی می موندی که دل به هیچ کسی نمی بست. من تو زندگی ام دختری به شجاعت تو ندیدم. بلند شو عزیزم تو منو بعد از مرگ لاله نجات دادی یشیم من تحمل این درد رو ندارم من نمی تونم تا اخر عمرم با این گناه زندگی کنم بلند شو یشیم . دکتر نجاتش بدین یشیم بهت قول می دم از پسرمون خوب مواظبت کنم یشیمممم خدانگهدار. زمرد در حالی که داره گریه می کنه میگه چنار تو قاتل دختر منی تو باعث همه این اتفاقات شدی( بیچاره زمرد چنار هر دو تا دخترشو ازش گرفت)
چنار به توپراک زنگ میزنه و بهش می گه یشیم مرد. زمرد در حال تهیه مراسم خاکسپاری است و توپراک می گه همش تقصیر من بود اما چنار می گه احمق نشو تقصیر هیچ کس نیست( یشیم بدبخت رو زیر خاک کرد و بعد راحت با توپراک خوش می گذرونه اعصابمو خرد کرده این چنار)
توپراک برای عرض تسلیت می ره پیش زمرد و زمرد قاطی می کنه میگه تو قاتل دختر من هستی حالا اومدی اینجا تسلیت بگی چنار می گه این قضیه تقصیر هیچ کسی نیست اما توپراک پا می شه و میره. از طرفی حال بچه یشیم بد میشه و به چنار زنگ میزن که بیاد بیمارستان. دکتر در بیمارستان می گه که یک اهدا کننده مناسب برای بچه پیدا شده و همه خوشحال می شن. از طرفی چنار توپراک رو تو بیمارستان می بینه و میگه پس اهدا کننده بچه تو بوده و توپراک می گه این سلول ها مناسب پسرت هستند چون این بچه ماست چنار
(همه چی ارومه من چقدر خوشحالم فقط می خواستن یشیم بدبخت رو زیر خاک کنن تا به خوشحالی خودشون برسن این چناره که عین خیالشم نیست)
بچه خلاصه های این سریال از همین جا تموم می شه این سریال تا همین جا در ترکیه پخش شده و هر هفته شنبه ها ساعت ۱۰/۳۰ یا ۱۱ ازشبکه فاکس ترکیه پخش می شه پس باید هر هفته صبر کنید تا این سریال پخش شه و نویسنده این سریال خلاصه ها رو تو فیس بوک بگذارد تا من برایتان ترجمه کنم پس از این به بعد هر یکشنبه یا دوشنبه منتظر قسمت های جدید این سریال باشید تا ببینیم این سریال دیگه تا کجا می خواد ادامه پیدا کند.
همان طور که در خلاصه قبلی گفتم توپراک بچه اش را زودتر متولد می کند تا بتواند مغز استخوانش را به چنار کوچولو پیوند بزنند. بچه توپراک پسر است و نامش را کان گذاشته اند. چنار می فهمد که کان بچه اوست و به بیمارستان می رود ولی توپراک می گوید این پسر توست و هر وقت بخواهی می توانی او را ببینی اما راه من و تو از هم جداست. ریحان و اوکان ان وکیل یشیم هم می خواهند با هم ازدواج کنند که نجیب مخالف است و می گوید شما هنوز از هم شناخت ندارید اما اوکان اصرار دارد که هر چه زودتر با ریحان ازدواج کند. چنار یک روز سرزده می ره خونه توپراک و احمد عصبانی می شه و می گه تو باید همیشه قبل از امدن به اینجا با من هماهنگ کنی و با هم دعوا می کنند که توپراک می پره وسط و قائله را ختم می کند. از طرفی اوکان که یک وکیل است به چنار می گوید چون توپراک باردار بوده ازدواجش با احمد صحیح نیست و در واقع انها با هم ازدواج نکرده اند چون این غیر قانونی است . چنار خوشحال می شود و به دیدن توپراک می رود توپراک به او می گوید که شاید ما با هم ازدواج نکرده باشیم اما من می خواهم پسرم را با احمد بزرگ کنم . از طرفی زمرد سر خاک یشیم قسم می خورد که نگذارد توپراک و چنار به هم برسند. و این اغاز برنامه جدید زمرد است و ورود دختری به نام ازرا در سریال. این دختر با زمرد قرار داد می بندد که چنار را از توپراک دور کند. و در اخر این قسمت زمرد و نجیب دوباره با هم عروسی می کنند
سلام دوستان اینکه یوسف با باده ازدواج کرده پس چه جور میشه که حوا از یوسف باردار میشه انها که با هم ازدواج نکردند و حوا برای چی میره زندان و ایا ان بچه ی که مال یوسف و حوا هست همان حسین کنان است بلاخره ما که از اخر این سریال چیزی بدست نیوردی اگه کسی اخر این سریال میدون برای من ایمیل کنه مرسی.
من از مادر پوسف بدم میاد و برای پوسف وحوا دلم میسوزد چون ادم عاشق گناه داره
ای کاش توپراک با یوسف ازدواج کرد خیلی تیریپ میشد
و ادامه داستان که هانیه گفتن:
آزرا وارد داستان میشه.تو شرکت کار میکنه.توپراک با بچه ها با چنار و باقی خانواده همه با هم زندگی میکنن.زمرد به کمک آزرا همش داره نقشه میچینه تا آزرا به چنار نزدیک بشه.و بین توپراک و چنار شکر اب بشه.همش یه کارایی میکنن تا توپراک شک کنه به چنار و باهاش دعوا کنه و فکر کنه چنار عاشق آزرا شده و…!
از اونطرف پدر واقعی یشیم و کرم برگشته.میخواد نجیب رو بکشه.با زمرد دیدار میکنه.بهش میگه انتقام یشیم رو میخوام بگیرم.مریضه و روز مرگش تو بیمارستان نجیب به کرم میگه این پدر تو بوده.نجیب همراهی میکنه با زمرد تو این قضیه که پدر بچه هاش برگشته و../اون مرد میمره و زمرد بهش قول میده خودش انتقام بگیره از ایلگاس ها.
همینطور این کارها رو ادامه میدن و نقشه میکشن تا جایی که کاری میکنن تا بقیه فکر کنن توپراک دیونه شده..در واقع توپراک میفهمه نقشه کشیدنهای زمرد رو.خونه پدر یشیم و کرم رو پیدا میکنه ولی زمرد همه چیز رو نابود میکنه تا توپراک نتونه ثابت کنه.توپراک رو هیچ کس باور نمیکنه.توپراک تو بیمارستان بستری میشه .دوباره حامله است و چنار داره باور میکنه زنش روانی شده.در حالی که دروغ های آزرا و نقشه های زمرد داره اینطور وانمود میکنه.
آزرا پسری داره که در واقع این پسر مال همون احمده.ولی احمد نمیدونه.و آزرا همه اینکارها رو به خاطر پسرش داره انجام میده.از اونورم کرم عاشق آزرا شده و زمرد میگه نه!
نقشه های زمرد جواب میده.شرکت و خونه و..رو از چنگ خانواده ایلگاس در میاره و همش میگه انتقام دخترامو گرفتم ازتون.
اونها رو از خونه بیرون میکنه.توی دادگاه هم شرمین رو میخره تا نتونه بگه به زمرد کمک کرده تا توپراک رو دیونه جلوه بدن.آزرا رو هم با دزدیدن پسرش مجبور میکنه نیاد دادگاه.و اینجوری میتونه سرپرستی دو تا بچه اول چنار رو ازش بگیره.چنار داره دیونه میشه.آزرا پشیمونه از کاراش.کرم به خاطر این کارها از آزرا ناراحته.
آزرا پسرش رو اورده پیش خودش و به احمد میگه این بچه من و توئه.
زمرد همش بیمارستان میره.حالش بد میشه.هر چی التماس به کرم و نجیب میکنه برگردن پیشش اونا اینکارو نمیکنن.
چنار دنبال برگردوندن بچه هاشه.توپراک حامله است.
این تا امروز که ۲۰ اردیبهشته.هنوزم سریال ادامه داره.
و ادامه داستان که هانیه گفتن:
آزرا وارد داستان میشه.تو شرکت کار میکنه.توپراک با بچه ها با چنار و باقی خانواده همه با هم زندگی میکنن.زمرد به کمک آزرا همش داره نقشه میچینه تا آزرا به چنار نزدیک بشه.و بین توپراک و چنار شکر اب بشه.همش یه کارایی میکنن تا توپراک شک کنه به چنار و باهاش دعوا کنه و فکر کنه چنار عاشق آزرا شده و…!
از اونطرف پدر واقعی یشیم و کرم برگشته.میخواد نجیب رو بکشه.با زمرد دیدار میکنه.بهش میگه انتقام یشیم رو میخوام بگیرم.مریضه و روز مرگش تو بیمارستان نجیب به کرم میگه این پدر تو بوده.نجیب همراهی میکنه با زمرد تو این قضیه که پدر بچه هاش برگشته و../اون مرد میمره و زمرد بهش قول میده خودش انتقام بگیره از ایلگاس ها.
همینطور این کارها رو ادامه میدن و نقشه میکشن تا جایی که کاری میکنن تا بقیه فکر کنن توپراک دیونه شده..در واقع توپراک میفهمه نقشه کشیدنهای زمرد رو.خونه پدر یشیم و کرم رو پیدا میکنه ولی زمرد همه چیز رو نابود میکنه تا توپراک نتونه ثابت کنه.توپراک رو هیچ کس باور نمیکنه.توپراک تو بیمارستان بستری میشه .دوباره حامله است و چنار داره باور میکنه زنش روانی شده.در حالی که دروغ های آزرا و نقشه های زمرد داره اینطور وانمود میکنه.
آزرا پسری داره که در واقع این پسر مال همون احمده.ولی احمد نمیدونه.و آزرا همه اینکارها رو به خاطر پسرش داره انجام میده.از اونورم کرم عاشق آزرا شده و زمرد میگه نه!
نقشه های زمرد جواب میده.شرکت و خونه و..رو از چنگ خانواده ایلگاس در میاره و همش میگه انتقام دخترامو گرفتم ازتون.
اونها رو از خونه بیرون میکنه.توی دادگاه هم شرمین رو میخره تا نتونه بگه به زمرد کمک کرده تا توپراک رو دیونه جلوه بدن.آزرا رو هم با دزدیدن پسرش مجبور میکنه نیاد دادگاه.و اینجوری میتونه سرپرستی دو تا بچه اول چنار رو ازش بگیره.چنار داره دیونه میشه.آزرا پشیمونه از کاراش.کرم به خاطر این کارها از آزرا ناراحته.
آزرا پسرش رو اورده پیش خودش و به احمد میگه این بچه من و توئه.
زمرد همش بیمارستان میره.حالش بد میشه.هر چی التماس به کرم و نجیب میکنه برگردن پیشش اونا اینکارو نمیکنن.
چنار دنبال برگردوندن بچه هاشه.توپراک حامله است.
این تا امروز که ۲۰ اردیبهشته.هنوزم سریال ادامه داره.